جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
well-timed
01
به موقع, در زمان مناسب
at an opportune time
اطلاعات دستوری
well-timed
01
به موقع, به خوبی زمان بندی شده
happening at just the right moment for maximum effect or benefit
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
best-timed
شکل تفضیلی
better-timed
درجهپذیر
مثالها
The well-timed delivery of supplies helped avoid a crisis.
تحویل به موقع لوازم به جلوگیری از بحران کمک کرد.



























