جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
well-known
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most well-known
شکل تفضیلی
more well-known
درجهپذیر
مثالها
The band became well-known after their hit single topped the charts.
گروه پس از اینکه تکآهنگ موفقشان به صدر جدولها رسید، به خوبی شناخته شد.
02
خوب شناخته شده, نزدیک شناخته شده
frequently experienced; known closely or intimately



























