جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Wasp
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
حیوان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
wasps
مثالها
The wasp buzzed angrily as it defended its nest from intruders, its striped abdomen a warning to stay away.
زنبور با خشم وزوز میکرد در حالی که از لانهاش در برابر مزاحمان دفاع میکرد، شکم راهراهش هشداری برای دور ماندن بود.
02
WASP, سفیدپوست آنگلوساکسون پروتستان
a white person of Anglo-Saxon descent who is a member of a Protestant denomination, especially in the U.S.
مثالها
He grew up in a wealthy WASP family on the East Coast.
او در یک خانواده ثروتمند WASP در ساحل شرقی بزرگ شد.



























