جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Warfarin
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
singular
not gender specific
مثالها
Tim's grandmother uses a pill organizer for her daily warfarin.
مادربزرگ تیم از یک جعبه قرص برای وارفارین روزانه خود استفاده میکند.
LanGeek



























