جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
viscid
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most viscid
شکل تفضیلی
more viscid
درجهپذیر
حوزه
texture, physical_properties, materials
مثالها
The viscid substance adhered to his fingers as he tried to scoop it up.
ماده چسبناک به انگشتانش چسبید در حالی که سعی میکرد آن را بردارد.



























