جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
virtuous
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most virtuous
شکل تفضیلی
more virtuous
درجهپذیر
حوزه
morality, character, behavior
مثالها
Maria's virtuous actions earned her the respect of her peers.
اعمال فضیلتمندانه ماریا احترام همسالانش را برای او به ارمغان آورد.
02
پرهیزگار, پاکدامن
in a state of sexual virginity
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
virtuously
virtuousness
virtuous
virtue



























