جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
vexatious
01
دردسرساز, آزاردهنده
causing annoyance or distress
مثالها
Ongoing technical issues and glitches created a vexatious experience for users trying to complete basic tasks on the problematic website.
مشکلات فنی و خطاهای مداوم، تجربهای آزاردهنده برای کاربرانی که سعی در انجام وظایف اساسی در وبسایت مشکلدار داشتند، ایجاد کرد.
درخت واژگانی
vexatiously
vexatious
vex



























