جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Veggie
01
سبزیجات
a plant or part of a plant that is eaten as food
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
veggies
مثالها
The farmer 's market sells fresh seasonal veggies every Saturday.
بازار کشاورزان هر شنبه سبزیجات تازه فصلی میفروشد.
02
گیاهخوار, وگی
a vegetarian person
Humorous
Informal
مثالها
I 'm not a veggie, but I eat less meat now.
من گیاهخوار نیستم، اما الان گوشت کمتری میخورم.



























