جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Variety meat
01
فراوردههای فرعی گوشت, احشا
the internal organs of an animal such as the liver and kidneys, used as food
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
He decided to try a traditional dish that featured a mix of variety meats, including liver, heart, and tripe.
او تصمیم گرفت یک غذای سنتی را امتحان کند که شامل ترکیبی از گوشتهای متنوع بود، از جمله جگر، قلب و سیرابی.



























