جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
untrustworthy
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most untrustworthy
شکل تفضیلی
more untrustworthy
درجهپذیر
مثالها
She found it hard to work with someone so untrustworthy in their commitments.
او کار کردن با کسی که در تعهداتش اینقدر غیرقابل اعتماد بود را سخت یافت.
درخت واژگانی
untrustworthy
trustworthy
trustworth



























