جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
unshod
رسمی
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
درجهناپذیر
مثالها
Her unshod feet were dusty from the desert trail.
پاهای برهنه او از مسیر بیابانی خاکآلود بود.
02
پابرهنه, فقط صندل پوشیده
(used of certain religious orders) barefoot or wearing only sandals



























