جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
unhurried
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most unhurried
شکل تفضیلی
more unhurried
درجهپذیر
حوزه
pace, activity, mood
مثالها
She enjoyed an unhurried walk through the park.
او از یک پیادهروی بیعجله در پارک لذت برد.
02
صبور, آرام
capable of accepting delay with equanimity
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
unhurried
hurried
hurry



























