جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
unfitting
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most unfitting
شکل تفضیلی
more unfitting
درجهپذیر
حوزه
appropriateness, evaluation, suitability
مثالها
His casual attire was unfitting for the formal event.
پوشش معمولی او برای مراسم رسمی نامناسب بود.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
unfitting
fitting
fit



























