جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
unexpectedly
اطلاعات دستوری
مثالها
She received an unexpectedly generous gift on her birthday.
او در روز تولدش هدیهای غیرمنتظره و سخاوتمندانه دریافت کرد.
02
بی صدا, آرام
being quiet or still or inactive
03
به طور غیرمنتظره، بدون برنامهریزی قبلی
without advance planning
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
unexpectedly
unexpected
expected
expect



























