جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
unaided
01
بدون کمک, به تنهایی
performed or accomplished without help
مثالها
Despite her injury, she managed to walk out of the hospital unaided.
علیرغم مصدومیتش، او توانست از بیمارستان بدون کمک خارج شود.
درخت واژگانی
unaided
aided
aid



























