جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
unadorned
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most unadorned
شکل تفضیلی
more unadorned
درجهپذیر
مثالها
She preferred an unadorned style for her home, avoiding excessive decorations.
او یک سبک بیآلایش را برای خانهاش ترجیح میداد و از تزئینات بیش از حد اجتناب میکرد.
درخت واژگانی
unadorned
adorned
adorn



























