جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
twice
01
دو بار, دوبرابر
for two instances
مثالها
He won the championship twice.
او دو بار قهرمانی را به دست آورد.
1.1
دو بار, در دو مناسبت
on two separate occasions within a specific time frame
مثالها
They have team meetings twice a month.
آنها جلسات تیمی دو بار در ماه دارند.



























