جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
truculent
01
وحشی, بیرحم، خشن، قصیالقلب
ill-tempered and ready to start an argument or fight
نکوهشی
رسمی
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most truculent
شکل تفضیلی
more truculent
درجهپذیر
حوزه
behavior, personality, interaction
مثالها
His truculent attitude made it difficult for his teammates to work with him.
نگرش خشن او کار را برای همتیمیهایش دشوار کرد تا با او همکاری کنند.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
truculently
truculent
trucul



























