trickily
tri
ˈtrɪ
tri
cki
ki
ly
li
li
stickily

تعریف و معنی "trickily"در زبان انگلیسی

trickily
01

با حیله, فریبکارانه

in a cunning or deceitful manner 
اطلاعات دستوری
مثال‌ها
He trickily convinced the investors to put money into a failing project. 

او با حیله سرمایه‌گذاران را متقاعد کرد که پول در یک پروژه شکست‌خورده سرمایه‌گذاری کنند.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه