to bisect
bi
baɪ
بآی
sect
ˈsɛkt
سِکت
infectaffectinjectdetect

تعریف و معنی "bisect"در زبان انگلیسی

to bisect
01

به دو قسمت مساوی تقسیم کردن, نصف کردن

to divide something into two equal parts 
Transitive: to bisect sth
to bisect definition and meaning
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
bisect
سوم‌شخص مفرد
bisects
وجه وصفی حال
bisecting
گذشته ساده
bisected
اسم مفعول
bisected
مثال‌ها
Using a ruler, she carefully bisected the line on the paper. 

با استفاده از یک خط‌کش، او به دقت خط روی کاغذ را به دو نیم تقسیم کرد.

LanGeek

اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه