جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
transoceanic
01
فراساحلی, عبور از اقیانوس
involving travel or movement across an ocean
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر
مثالها
The cargo ship embarked on a transoceanic journey to deliver goods to Asia.
کشتی باری برای تحویل کالا به آسیا، به یک سفر فراساحلی رفت.



























