جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Tomahawk
to tomahawk
01
توماهوک زدن, بریدن با توماهوک
to chop or cut using a tomahawk
مثالها
The chef tomahawked the meat for easier cooking.
آشپز برای پخت آسانتر، گوشت را توماهوک کرد.
02
با تاماهوک زدن, با تاماهوک کشتن
to kill or strike someone with a tomahawk
مثالها
He threatened to tomahawk his opponent.
او تهدید کرد که حریفش را توماهوک کند.



























