teeny
teeny
'ti:ni
tini
teensy

تعریف و معنی "teeny"در زبان انگلیسی

teeny
01

بسیار کوچک

having a very small size 
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
teeniest
شکل تفضیلی
teenier
درجه‌پذیر
مثال‌ها
The baby wore a teeny hat that was adorable and snug. 

نوزاد یک کلاه کوچولو پوشیده بود که دوست‌داشتنی و راحت بود.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه