جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Tachometer
01
تاکومتر, دور سنج
a measuring instrument displaying the revolutions per minute of an engine
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
tachometers
مثالها
She noticed the tachometer needle spike during acceleration.
او متوجه شد که سوزن تاکومتر در هنگام شتاب گرفتن به طور ناگهانی بالا رفت.



























