جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Tabloid
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
tabloids
مثالها
The tabloid sensationalized the celebrity scandal with exaggerated headlines and paparazzi photos.
تبلوئید با عناوین اغراقآمیز و عکسهای پاپاراتزی، رسوایی سلبریتی را جنجالی کرد.
02
روزنامهنگاری حادثهای, مطبوعات زرد
journalism that emphasizes sensational, exaggerated, or lurid stories
مثالها
The tabloid ran a headline about a celebrity scandal.
روزنامه زرد یک تیتر درباره یک رسوایی سلبریتی منتشر کرد.



























