جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
swift
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
swiftest
شکل تفضیلی
swifter
درجهپذیر
مثالها
The swift wind carried the kite high into the sky.
باد سریع بادبادک را به ارتفاع بالا در آسمان برد.
02
سریع, فوری
occurring promptly, often with notable speed or efficiency
مثالها
The team’s swift response prevented the issue from escalating.
پاسخ سریع تیم از تشدید مشکل جلوگیری کرد.
Swift
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
حیوان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
swifts
درخت واژگانی
swiftly
swiftness
swift



























