جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
swift
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
swiftest
شکل تفضیلی
swifter
درجهپذیر
مثالها
With a swift motion, she caught the falling book before it hit the ground.
با حرکتی سریع، او کتاب در حال افتادن را قبل از برخورد به زمین گرفت.
02
سریع, فوری
occurring promptly, often with notable speed or efficiency
مثالها
The swift resolution of the conflict restored peace to the community.
حل سریع مناقشه آرامش را به جامعه بازگرداند.
Swift
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
حیوان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
swifts
درخت واژگانی
swiftly
swiftness
swift



























