جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
supremely
مثالها
His skills in negotiation were supremely effective, leading to a favorable outcome.
مهارتهای او در مذاکره بسیار مؤثر بود، که منجر به نتیجهای مطلوب شد.
1.1
به طور عالی, به طرز برجسته
in an outstanding or excellent manner
مثالها
That simple yet supremely executed performance stole the show.
آن اجرای ساده اما به طور عالی انجام شده نمایش را دزدید.
02
با اقتدار نهایی, با حاکمیت مطلق
with ultimate authority or control
مثالها
That team supremely dominated the league for years.
آن تیم برای سالها به طور مطلق بر لیگ مسلط بود.
درخت واژگانی
supremely
supreme



























