جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
bewilderingly
01
به صورت گیج کننده, به صورت سردرگم کننده
in a way that causes a feeling of being perplexed and confused
مثالها
The magician performed the trick bewilderingly fast, leaving the audience speechless.
شعبدهباز حقه را به طرز گیجکنندهای سریع انجام داد و تماشاگران را مبهوت کرد.
02
به روشی که (گوشت) را آویزان میکند تا طعم بازی به دست آید
suspend (meat) in order to get a gamey taste
درخت واژگانی
bewilderingly
bewildering
bewilder



























