جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
عالی
صنعت برتر مبلمان دستساز آن را از جایگزینهای تولید انبوه متمایز میکرد.
مقام ارشد, مافوق
به عنوان مدیرعامل، او موقعیتی برتر در سلسلهمراتب شرکت داشت، بر همه عملیات نظارت میکرد و تصمیمات استراتژیک میگرفت.
بی طرف, جدا شده
او نگرش برتر خود را در برابر بحثهای پیشپاافتاده حفظ کرد.
بالا, در موقعیت بالا
در فرمول، توان در موقعیت بالایی نوشته میشود.
بالاتر, بالاتر
مریخ در مقایسه با زمین یک سیاره برتر است.
برتر, دارای رتبه بالاتر
مدیر ممتاز مسئول چندین تیم بود.
برتر, فراتر
او خود را برتر از شکایتهای پیش پا افتاده میدانست.
او همیشه بدون پرسش از دستورات مافوق خود پیروی میکرد.
رئیس, سرپرست
رئیس صومعه از بازدیدکنندگان استقبال کرد.
بالانویس, نویسه بالایی
عدد "2" در x² به عنوان یک بالانویس نوشته میشود.
برتر, استاد
در شطرنج، او برتر بود، مسابقه را برد.



























