جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
subtle
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
subtlest
شکل تفضیلی
subtler
درجهپذیر
مثالها
The artist used subtle brushstrokes to create a sense of depth and movement in the painting.
هنرمند از قلمموهای ظریف برای ایجاد حس عمق و حرکت در نقاشی استفاده کرد.
مثالها
She used a subtle question to steer the conversation in her favor.
او از یک سوال ظریف استفاده کرد تا گفتگو را به نفع خود هدایت کند.
درخت واژگانی
subtilize
unsubtle
subtle



























