جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
subjacent
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
نسبی
درجهناپذیر
مثالها
The basement of the house was subjacent to the main living area, providing additional space.
زیرزمین خانه در زیر منطقه اصلی زندگی قرار داشت و فضای اضافی فراهم میکرد.



























