جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Stumblebum
01
آدم بی دست و پا, ناشی
a clumsy, blundering, or inept person
Informal
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
stumblebums
مثالها
He 's a lovable stumblebum who trips over everything but means well.
او یک دستوپاچلفتی دوستداشتنی است که به همه چیز میخورد اما نیت خوبی دارد.
02
یک بوکسور درجه دو, یک مبارز متوسط
a second-rate prize fighter



























