جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Stumblebum
01
آدم بی دست و پا, ناشی
a clumsy, blundering, or inept person
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
stumblebums
مثالها
The new waiter is a total stumblebum – he spilled soup on three customers tonight.
پیشخدمت جدید یک دست و پا چلفتی تمام عیار است – او امشب سوپ را روی سه مشتری ریخت.
02
یک بوکسور درجه دو, یک مبارز متوسط
a second-rate prize fighter



























