جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
striking
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ وجه وصفی حال
کیفی
شکل عالی
most striking
شکل تفضیلی
more striking
درجهپذیر
مثالها
She had striking features, with high cheekbones and piercing blue eyes that drew everyone's attention.
او دارای ویژگیهای چشمگیر بود، با استخوانهای گونه بلند و چشمان آبی نافذ که توجه همه را جلب میکرد.
Striking
درخت واژگانی
strikingly
strikingness
striking
strike



























