جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Stepsister
01
خواهرخوانده
the daughter of one's stepfather or stepmother from a previous relationship
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
stepsisters
مثالها
She and her stepsister became best friends, sharing secrets and dreams.
او و خواهر ناتنی اش بهترین دوستان شدند، رازها و رویاها را با هم تقسیم کردند.



























