جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Stepfather
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
stepfathers
مثالها
Her stepfather taught her how to drive, patiently guiding her through each lesson.
ناپدری او به او رانندگی یاد داد، با صبر و حوصله در هر درس راهنماییاش کرد.



























