جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
squeaky
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
squeakiest
شکل تفضیلی
squeakier
درجهپذیر
حوزه
sound, objects, perception
مثالها
The children's laughter filled the park, accompanied by the occasional squeaky swings.
خنده کودکان پارک را پر کرده بود، همراه با تابهای گاهبهگاه جیرجیرو.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
squeaky
squeak



























