جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to bemock
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
bemock
سومشخص مفرد
bemocks
وجه وصفی حال
bemocking
گذشته ساده
bemocked
اسم مفعول
bemocked
مثالها
He was bemocked for his outdated fashion.
او به خاطر مد قدیمیاش مسخره شد.



























