جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Split second
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
split seconds
مثالها
In a split second, the car swerved to avoid the accident.
در یک لحظه، ماشین برای جلوگیری از تصادف منحرف شد.
LanGeek



























