جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Split second
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
split seconds
مثالها
The lightning strike was visible for only a split second before disappearing.
ضربه صاعقه فقط برای یک لحظه قبل از ناپدید شدن قابل مشاهده بود.



























