جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
spiritedly
اطلاعات دستوری
مثالها
The team played spiritedly throughout the match, never giving up despite the score.
تیم در طول مسابقه با روحیه بازی کرد، با وجود نتیجه هرگز تسلیم نشد.
درخت واژگانی
spiritedly
spirited
spirit



























