جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
spiritedly
اطلاعات دستوری
مثالها
She defended her ideas spiritedly during the debate.
او در طول مناظره از ایدههایش با اشتیاق دفاع کرد.
درخت واژگانی
spiritedly
spirited
spirit
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
درخت واژگانی