جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
sorely
اطلاعات دستوری
مثالها
She would sorely miss her grandmother's daily calls.
او به شدت تماس های روزانه مادربزرگش را از دست می داد.
مثالها
The team is sorely lacking in experienced players.
تیم به شدت از بازیکنان باتجربه کمبود دارد.
درخت واژگانی
sorely
sore



























