جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
somber
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
somberest
شکل تفضیلی
somberer
درجهپذیر
مثالها
The somber clouds hung low in the sky, casting a shadow over the landscape.
ابرهای تیره و تار پایین در آسمان آویزان بودند، سایهای بر روی مناظر انداختند.
مثالها
The film's somber tone matched its tragic storyline.
تن غمگین فیلم با داستان تراژیک آن همخوانی داشت.
درخت واژگانی
somberly
somberness
somber



























