جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Solitude
01
تنهایی, انزوا
the state of being alone, often by choice, without social interaction
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
Writers often seek solitude to focus on their work.
نویسندگان اغلب به دنبال تنهایی هستند تا بر کار خود تمرکز کنند.
02
مکان خلوت, مکان تنها
a solitary place
03
تنهایی
the state or situation of being alone



























