جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
soft-witted
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most soft-witted
شکل تفضیلی
more soft-witted
درجهپذیر
مثالها
His soft-witted responses in the meeting made it clear he hadn’t grasped the main points.
پاسخهای کندذهن او در جلسه نشان داد که او نکات اصلی را درک نکرده است.



























