جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Behemoth
01
بهیموت, غول
someone or something that is abnormally large and powerful
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
behemoths
مثالها
As a financial behemoth, Warren Buffett ’s investment decisions have a significant impact on global markets.
به عنوان یک غول مالی، تصمیمات سرمایهگذاری وارن بافت تأثیر قابل توجهی بر بازارهای جهانی دارد.



























