shrill
shrill
ʃrɪl
shril
shill

تعریف و معنی "shrill"در زبان انگلیسی

shrill
01

بسیار بلند (صدا)

having a sharply high-pitched, harsh sound 
shrill definition and meaning
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
shrillest
شکل تفضیلی
shriller
درجه‌پذیر
مثال‌ها
The shrill sound of the alarm clock jolted her awake. 

صدای نافذ ساعت زنگدار او را به یکباره بیدار کرد.

02

تیز, بلند و نازک

insistent and sharp in demand or complaint 
مثال‌ها
His shrill criticisms of the plan were hard to ignore. 

انتقادات تیز او از برنامه نادیده گرفتنش سخت بود.

03

تیز, نافذ

having a sharp, piercing quality that is intense and noticeable 
مثال‌ها
The shrill light of the streetlamp was blinding at night. 

نور تیز چراغ خیابان در شب کور کننده بود.

to shrill
01

جیغ زدن, صدای تیز تولید کردن

to produce a sharp, high-pitched sound 
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
shrill
سوم‌شخص مفرد
shrills
وجه وصفی حال
shrilling
گذشته ساده
shrilled
اسم مفعول
shrilled
مثال‌ها
The alarm shrilled through the building, waking everyone up. 

آلارم با صدای بلند و تیز در سراسر ساختمان به صدا درآمد و همه را بیدار کرد.

Shrill
01

صدای نازک, جیغ بلند

a piercing, high-pitched sound 
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بی‌جان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
shrills
مثال‌ها
The shrill of the siren cut through the night air. 

صدای نافذ آژیر هوای شب را برید.

درخت واژگانی

shrillness
shrill
App
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه