جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to shout out
01
فریاد زدن, داد زدن
utter a sudden loud cry
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
out
فعل پایه
shout
زمان حال
shout out
سومشخص مفرد
shouts out
وجه وصفی حال
shouting out
گذشته ساده
shouted out
اسم مفعول
shouted out
02
برگ ریزان کردن, از دست دادن برگها
(of plants and shrubs) shedding foliage at the end of the growing season
03
فریاد زدن, داد زدن
utter in a very loud voice
Shout out
01
تقدیر, تشکر عمومی
a public acknowledgment or praise
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
shout outs
مثالها
Big shout out to my teammates for helping win the game.
یک تشکر بزرگ از همتیمیهایم که به برنده شدن در بازی کمک کردند.



























