جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Shipment
01
ارسال
the act of transporting goods
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
shipments
مثالها
Our international shipment was subject to customs inspection, resulting in a slight delay in delivery.
محموله بینالمللی ما مشمول بازرسی گمرکی شد که منجر به تأخیر جزئی در تحویل شد.
02
مرسوله, محموله
the goods that are transported
مثالها
We experienced a delay in receiving our shipment of office supplies due to inclement weather.
ما به دلیل آب و هوای نامساعد در دریافت محموله لوازم اداری تأخیر داشتیم.
درخت واژگانی
reshipment
shipment
ship



























