جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Beauty
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
She could n't help but admire the beauty of the intricate artwork.
او نمیتوانست از تحسین زیبایی اثر هنری پیچیده خودداری کند.
مثالها
He could n't take his eyes off the beauty walking into the room.
او نمیتوانست چشم از زیبایی که وارد اتاق میشد بردارد.
beauty
01
عالی, عالی
(Canada) of high quality, excellent, or well done
slang
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most beauty
شکل تفضیلی
more beauty
درجهپذیر
مثالها
His work on the project is beauty.
کار او در پروژه زیبایی است.
درخت واژگانی
beauteous
beautiful
beaut
beauty



























