جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Beauty
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
singular
not gender specific
مثالها
The beauty of the sunset left everyone in awe.
زیبایی غروب خورشید همه را مبهوت کرد.
مثالها
The actress was a renowned beauty, admired by fans worldwide.
بازیگر یک زیبایی مشهور بود که توسط هواداران در سراسر جهان تحسین میشد.
مثالها
The old library, with its intricate woodwork and grand arches, is a true beauty of classic architecture.
کتابخانه قدیمی، با کارهای چوبی پیچیده و طاقهای بزرگش، یک زیبایی واقعی از معماری کلاسیک است.
beauty
01
عالی, عالی
(Canada) of high quality, excellent, or well done
عامیانه
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most beauty
شکل تفضیلی
more beauty
درجهپذیر
حوزه
quality, evaluation, performance
مثالها
The shot he made was beauty.
ضربهای که زد beauty بود.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
beauteous
beautiful
beaut
beauty



























