جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Beast
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
حیوان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
beasts
مثالها
Hunters feared the beast lurking in the shadows.
شکارچیان از جانوری که در سایهها کمین کرده بود میترسیدند.
02
هیولا, جانور
a cruelly rapacious person
درخت واژگانی
beastly
beastly
beast



























