جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Beast
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
حیوان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
beasts
مثالها
The beast roared, shaking the ground beneath it.
هیولا غرش کرد و زمین زیر پایش را لرزاند.
02
هیولا, جانور
a cruelly rapacious person
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
beastly
beastly
beast



























